تبليغاتX
ترنم

ترنم

کانون وبلاگ نویسان سمپاد

www.sampadpenlog.blogfa.com

توضیحات در وبلاگ بالا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 6:48 بعد از ظهر  توسط ...  | 

خودتون نظر بدین که حق کی است که رییس جمهور شود

مشروح سخنراني احمدي نژاد در جمع نخبگاه علمي كشور
بگذاريد 30 روزنامه‌اي كه عليه من مطلب مي نويسند طعم آزادي را بچشند

خبرگزاري فارس: احمدي نژاد گفت: 30 روزنامه به اين برادر كوچك شما از صبح تا شب هر چه مي‌خواهند مي‌گويند و بنده هم به دوستان گفتم كه بگذاريد كه آنها طعم شيرين آزادي را بچشند.ولي در دوره اي تنها روزنامه منتقد خود را هم تحمل نمي كردند.


گزارش تصويري مرتبط

-------------------------------
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 6:27 بعد از ظهر  توسط دنیا  | 

بشنو از نی

زرد و لاغر

از

غم عشق

چون نی

ناله من

نوای تو

بشنو از نی

بی تو در مرداب

سر کشیده تا فریاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 12:8 بعد از ظهر  توسط شیما  | 

وطن-سیاوش کسرایی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 7:17 بعد از ظهر  توسط م.م.صدف  | 

جو انتخابات

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 12:38 بعد از ظهر  توسط م.م.صدف  | 

ضرب المثل

نظم در زنگی ، بهترین داروست - ضرب المثل فلسطینی

* سکوت، اشتباه نمی کند - ضرب المثل هندی

* کار، مادر زندگی است - ضرب المثل چک سلواکی

* روز و شب، منتظر هیچ کس نمی ماند - ضرب المثل ژاپن

* کسی موفق می شود که خسته نمی شود - ضرب المثل پرتقالی

* عاشق زبانش را در قلب و احمق در دهان جای داده - ضرب المثل پاکستانی

* عجله پدر ناکامی است - ضرب المثل انگلیسی

* آدم همه کاره، هیچ کاره است - ضرب المثل ایرانی

* آن چه گرانبهاست هدیه نیست بلکه محبت است - ضرب المثل روسی

* آدم بدبین سلاحش نفرت است - ضرب المثل یونانی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 5:0 بعد از ظهر  توسط رضا  | 

مرگ

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 6:23 بعد از ظهر  توسط م.م.صدف  | 

معنای من!

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 10:56 بعد از ظهر  توسط م.م.صدف  | 

دل شکستن

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 7:36 بعد از ظهر  توسط م.م.صدف  | 

زیر سازی

به زودی خبرای خوبی برای همه وب نویسان سمپاد ارائه می دهیم <گروه وبلاگ نویسان ترنم > البته این خبرای خوب بعد از امتحان های نوبت پایانی منتشر می شه وبرای اجرای اون کار های بزرگی باید انجام بدیم البته یادتون نره که به زودی زود بخش هایی به این وبلاگ اضافه خواهد شد . تا نیاز های سمپادی های گل را برطرف کنه

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 5:28 بعد از ظهر  توسط ...  | 

جستجو گر جدید

مسابقه غول جستجو اینترنت با یاهو و مکروسافت کامل به پایان نرسیده  که بازهم رقیب دیگری وارد این مسابقه شد مسابقه ای که سبب شد که چندین سابت پر کار برد به این سه شرکت بپیوندند حال کویل جستو جو گر جدید وارد این مسا بقه شده البته در وحله اول همه عقیده ها این بود که این غول رقیب سرسختی برای گوگل نیست ولی پس از معلوم شدن اینکه این غول با سرپرستی بعضی مهندسان گوگل  به دنیای جستجو وارد شده زنگ خطر را برای گوگل به صدا در اورده این غول اینترنتی ادا کرده که طبق اخرین اطلاعاتی که این سه شرکت ارایه دادهاند  ذخیره این جستجو گر ها نزدیک به 6 تریلیارد صفحه اینترنتی است در حالی که این جستجو گر جدید معادل 12تریلیارد صفحه اینترنت را ذخیره کرده است اما مسله این جاست که ایا این همه مطلب در ذخیره لازم است مسولان گوگل اعلام کردند که این شرکت رقیبی برایشان نیست چون وجود صفحات ذخیره شده بیشتر دلیلی بر وجود اطلاعت مفید تر نیست . کویل برخلاف بقیه جستجو گر ها بر مبنای این نیست که جستجو ها که دیدن انها بیشتر بوده را پیدا کند بلاکه عینن کلمات را در هر سایتی پیدا و با توجه به نزدیکی ان کلمات به کلمات مورد جستجورتبه را مشخص می کنند  اما باید توجه کرد کهاین جستجو گر جدید قادر به جستجو کلمات است وتا الان امکان جستجو تصویردر  این جستجو گر قرار ندارد این جستجو گر تازه تاسیس  شاید تحولی در جستجو ایجاد کند این به این معنی نیست که این جستجو گر خود نسل جدید جستجو را به جهانیان هدیه نماید بلاکه این جستجو گر سبب تحرک گوگل در امر بهتر سازی نحو جستجوشود برای رفتن به این جستوجوگر به ادرس زیر مراجعه کنید وخدتون نظر بدین

 

                                                                        www.cuil.com    

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 6:56 بعد از ظهر  توسط سحر  | 

جادوی سکوت

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 0:43 قبل از ظهر  توسط م.م.صدف  | 

src="http://i44.tinypic.com/2qlegps.gif" border=0>

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:17 بعد از ظهر  توسط م.م.صدف  | 

امتحان ها شروع شد ببخشید یکم دیر تر میام

باز هم امشب زیر لب صدایت می كنم
اشك می ریزم دو چشمم را فدایت می كنم
در نگاه خسته ات دنبال حرفی تازه ام
هرچه می خواهی بگو من هم دعایت می كنم
خسته ای طاقت نداری می روی آخر سفر
طاقت اشكت ندارم پس رهایت می كنم
رفته ای من مانده ام در انتهای عشق تو
رفته ام قربان عكست جان به پایت می كنم


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:27 قبل از ظهر  توسط ...  | 

پیمان ابدی به ابدیت پیوست

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:5 بعد از ظهر  توسط م.م.صدف  | 

سفر شیراز

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:32 قبل از ظهر  توسط م.م.صدف  | 

چی بگم همه یه چیزایی گفتند چیزی واسم نمونده که بگم

دستت درد نکنه مدیا جون ایول داری ها با این همه محبت و وقتی که میزاری این مطلب ها رو می نویسی واقعا دستت درد نکنه چتورهمه ما با وبلاگ های مختلف پیوند رد و بدل کنیم تا امار وبلاگمان و تعداد نظرات بالا بره البته با همه ام  یادتون نره ها

Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 5:18 بعد از ظهر  توسط سحر  | 

با تشکر   

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:7 بعد از ظهر  توسط م.م.صدف  | 

انتظارت را میکشم

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:2 بعد از ظهر  توسط م.م.صدف  | 

خاک پای استاد شدن نزد ما یک آرزوست...

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:30 بعد از ظهر  توسط م.م.صدف  | 

بازگشت

حالا نوبتی هم باشه نوبت منه یه چیزایی بنویسم حلا که نوبتم شد نمیدونم چی بنویسم قبلا خیلی چیزا اماده کرده بودم ولی حالا یادم رفته اول سلام نکردم یادم رفت ببخشید به بزرگی خودتون

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 6:21 بعد از ظهر  توسط رضا  | 

چی بگم که منو ببخشید

ببخشید دیر امدیم ولی اومدیم که بمونیم تا زنده هستیم با سحر دنیا صحبت کردم این هفته نه هفته بعد میان برای همیشه دست میدیا درد نکنه که اول پیش گذاشت < ...>هرچی ما گفتیم نیو مد واقعا بهش این سال گذشته بد گذشت امیدوارم همیشه موفق باشه البته همیشه هست ولی بیشتر موفق بشه قربانتون شیما

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط شیما  | 

سلام

کار رو دوباره رو این وبلاگ شروع کردم امیدوارم از اینکه دیر دوباره سر پا شد از من گله نکنید همیشه دوست داشتم یه پزشک خوب باشم ولی حالا بدم نمی یاد درکنار رشته تجربی نویسندهگی هم بکنم خیلی از میدیا وبقیه بچه ها متشکرم باور کنید این سال که گذشت مثل صد سال پیرشدن بود خیلی سخت بود مرگ پسر عموم و چند تا مرگ دیگه که بهتره ننویسم سال بدی بود ولی هیچ وقت نا امید نمی شم

تقدیم به شما

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط ...  | 

ماهی مرده هم میتواند در جهت آب حرکت کند! شاهکار نکرده ای

زندگی خیلی بزرگتر از این حرفا و خیلی کوچکتر از نوشته هاست! شاید بهتره بگیم اندازه نداره
 
 

Image and video hosting by TinyPic

حس بد! چه لحظه تلخیست که بعد از نوشتن یک صفحه تمام،ناگهان همه چیز بپرد. درست مانند زمانی که در زندگی برای رسیدن به چیزی تلاش میکنی و درست در لحظه ای که انتظارش را نداری تمام ان را از دست میدهی. درست در همان موقعی که از خوشحالی در پوست خودت نمیگنجی همه چیز به یک تراژدی مبدل میشود. البته مدتهاست که خبرهای خوب را باور نمیکنم. سالهاست که دیگر از خوشی بیزارم چون مفهوم ان برای من درد است. رنج است! تا قبل از اینکه اکولوژی رفتار بخوانم حرفهایت باورم میشد که میگفتی زندگی شعر و ملودی و یک فنجان قهوه تلخ نیست. مرا دختربچه میخواندی و میگفتی هنوز از سختی های زندگی واقعی چیزی نمیدانم. میگفتی هنوز سرد و گرم روزگار نچشیده ام. اما اکنون با اعتماد به نفس کامل میگویم زندگی چیزی جز اینها نیست. زندگی به تلخی همان قهوه و به سیاهی همان دفاتر شعر من است. زندگی همان ملودی اهنگهای نئوکلاسیک است که اشک را بر گونه روان میسازد. چقدر دوست دارم به ملودی پیانو و ویولن که از دوردستها شنیده میشود گوش بسپارم. از اعماق قلبم صدا کم و بیش به گوش میرسد اما افسوس که تپش قلبم مانع از شنیدن آن میشود. کاش این صدا آرام میشد تا بتوانم خود را در دریای موسیقی به امواج نت ها بسپارم و به جزیره ی ناکجا اباد برسم. کاش میشد به جایی رفت که به دور از دغدغه های بیهوده زیست. کاش میشد به جایی رفت که آنجا زندگی کرد. زیستن کافی نیست! میخواهم زندگی کنم پیش از انکه انسان بودنم را از یاد ببرم. میخواهم تمام ان ورق پاره ها را به امواج فراموشی بسپارم و تمام دغدغه های قرن 21 را درون سطل زباله ای بریزم. میخواهم از این قرن سیاه بگریزم. میخواهم جایی راه بروم که قدم به قدم آن آگهی "افزایش معدل دیپلم" و "کنکور" نباشد. میخواهم در جایی بخوابم که شب را در خیال کلاس و درس فردا صبح با کابوس نگذرانم. آینده! نمیدانستم مردم همه انقدر ماکیاوللی را دوست میدارند. فحش و بد و بیراه فقط در کتاب بود؟ همه راه او را میروند. "صرفآ هدف مهم است. انگیزه و مسیر دستیابی به هدف اهمیتی ندارد" اوه! اکنون چه کس به انگیزه و یا راه یک خانم دکتر اهمیت میدهد؟ مهم مدرک خانم دکتر است. و چه اهمیتی دارد که... هیچ! جریان آی جریان کثیفی به سمت دریای بزرگ پلیدیست! دریایی با ظاهر فریبنده. دریای با ماهیان جذاب و خوشرنگ. من از این دریا و ماهیها گریزانم. مردن در همان رود به از زیستن در دریای گل آلود! اوه! فراموشم شد. چه بد! نه! هنوز قابل نوشیدن است. یک فنجان قهوه سرد اما هنوز تلخ. شما میل ندارید؟

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 9:2 بعد از ظهر  توسط م.م.صدف  | 

چند پیام تسلیت

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 7:29 بعد از ظهر  توسط م.م.صدف  | 

اول می خواستم عذر خواهی کنم که دیر امدم بعد هم دلیل اش را بگم دلیلش فوت پسر عموم بود ومشکلاتی که پیش امدم وقتی این خبر رو شنیدم کپ کردم هنوز که هنوز است باور نمی کنم که فوت کرده چون تو دبی فوت کرد برای اودنش مشکلاتی پیش امد ولی بلاخره روز سه شنبه جسدش رسید وبلافاصله مراسم خاک سپاریش انجام شود و۵شنبه هم فاتحه خوانی است قبلا خودم رو امده کرده که تولود خودم رو تبریک بگم و... ولی حالا هنوز مرگ پسر عموم را باور نمی کنم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 7:7 بعد از ظهر  توسط ...  | 

my angel

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 11:54 قبل از ظهر  توسط م.م.صدف  | 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 8:0 بعد از ظهر  توسط شیما  | 

سوی خدای بزرگوار به تو و به خاندان تو و انتظار ظهور تو را دارم و ظهور حق را بر دست تو و از خدا خواهم اينکه درود فرستی بر محمد و آل محمد و اينکه قرار دهی مرا از جمله منتظرين تو و پيروان و ياران تو بر عليه دشمنانت و از شهيدان در برابرت و در جمله دوستانت ای مولای من ای صاحب الزمان درود خدا بر تو و بر خاندان تو اين روز جمعه است و آن روز تو است که در آن توقع ظهورت مي رود و فرج و گشايش برای مؤمنان به دو دست توست و کشتار کافران به شمشيرت است و من ای آقايم در آن مهمان تو هستم و پناهنده تو و تو ای مولای من کريم و کريم زاده ای و مأمور پذيرايی و نگهداری پس مرا مهمان کن و پناه ده درود خدا بر تو و بر خاندان پاکت من بر تو نازل مي شوم هر کجا راحله ام روی آورد و مرا وارد نمايد و ميهمان تو هستم در هر کجا که باشم از شهرها

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 10:33 قبل از ظهر  توسط شیما  | 

بودن یا نبودن؛مساله این است!

<
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 8:10 بعد از ظهر  توسط م.م.صدف  |